#دختر_فوتبالیست_پارت_168
صداي شرق دستاي من و فريبا باعث شد کوهيار به خودش بياد و بره به سمته نياز.
داد زدم:هوووي اقا پسر اين جزو برنامه نبود ها.اگه برگشت خودداني
کوهيار سرجاش ايستاد.اما دوباره به سمته نياز رفت.نگهش داشت و شروع کرد باهاش به صحبت کردن
من-فريبا بهت قول ميدم دختره خر شه
فريبا-نه بابا ديگه بر نميگرده
من-حالا فريبا خودمونيم بدجور از موقعيت داشتي استفاده ميکردي
فريبا خنديدو گفت:اخ نميدوني چه حالي داد....بابا بي عرضه بچسب همين کوهيار رو بدبخت.داري ميترشي
من-بدبخت خودتي و جد و ابادت.باز به تو رو دادم.حالا نکه خودت خيلي تر و تازه اي
فريبا-من با تو فرق ميکنم
من-اره جونه خودت.....بهونس
نياز اروم شد.از همين دور هم معلوم بود گوشاش دراز شده و دوباره خر شده.
خاک تو گورت کوهيار که داري ديوونم ميکني.ديگه حوصلت رو ندارم.اين همه بشين فکر کن و اين مخ بدبخت رو خسته بکن اخرم اقا رفته نازش رو ميکشه.حالا اون نياز ديگه چقدر گاگوله.....
از دسته کدومتون بکشم؟؟
romangram.com | @romangram_com