#دختر_فوتبالیست_پارت_156
دختره-چيه؟مگه داري زايمان ميکني اينجوري داد و قال راه انداختي
من-حالا خوبه يه اخ کوچولو بود
دختره-همون يه دونه اخ
من-داري پوستم رو ميکني ميخواي زير دستاي گندت بخوابم؟
دختره با تعجب بهم نگاه کرد.بند رو پرت کرد اونور و با عصبانيت رو به شهناز صاحب ارايشگاه گفت:شهناز جون بيا اين تو اينم اين مشتري ويژت من روي صورته اين کار نميکنم
منم واسه اينکه يکم پياز داغ موضوع رو زياد کنم جوگير شدم و سريع از جام بلند شدم و به شهناز گفتم:ميدوني چيه شهناز خانم من اصلا نبايد ميومدم اينجا....من بايد به مامان بگم ارايشگراش چه خانماي با فرهنگي هستن
شهاز رنگش پريد....اگه مامان مشتري ثابتش رو از دست ميداد خيلي واسش بد ميشد.البته درامدش خيلي خوب بود.چون واقعا کارش خوب بود اما بازم مامان من براش فرق داشت
شهناز-نه شيرين جون اين چه حرفيه.شما بشين سر جات من خودم ميام به تو ميرسم
رو کرد به اون دختره و گفت:طاهره از شيرين معذرت خواهي کن
طاهره-عمرا
من-باشه پس من ميرم
شهاز سريع گفت:طاهره
طاهره هم که ديد شغلش تو خطره گفت:ببخشيد
romangram.com | @romangram_com