#دختر_فوتبالیست_پارت_152

خدا خيرش بده.اينقدر بدم مياد از اين مدلايي که يه گنبد و چهارتا گل پشت سرت درست ميکنن.

به شهناز نگاه کردم و گفتم:قربون پنجت....

مانتوم رو پوشيدم و از ارايشگاه زدم بيرون.بازم گذاشتم به حسابه مامان.

سواره ماشينم شدم و گازش رو گرفتم به سمته باغ.

الان ميگم گازش رو گرفتم فکر نکنين صحنه اهسته ميشه و دود از چرخام ميزنه بيرون و صداي جيغ لاستيکام بلند ميشه و من خوش خوشک پرواز ميکنم....نه بابا اينا که تو رويامن

ماشين درب و داغون من يه صدايي داد و خيلي اروم حرکت کرد.طوري که حتي گنجشکي که پهلوي ماشينم بود هم نپريد.بعله مگه چيه؟من از اين جور ماشينا سوار ميشم...خيلي هم خوبه....

ماشين جمع و جورم رو بين يه سوزوکي و يه پاترول پارک کردم

خيلي مايه ابرو ريزي بود.با اون تيپه و پزم از اين ماشين پيدا بشم.

ماشينم رو بهنوش اورده بود کرج.خدا لعنتش کنه اگه اينو نميورد الان منم اس دي سوار بود.اه اخه کي به تو گفت اينو بياري کرج

پريدم تو باغ.بعله اينم از اوله خوشي من

تا پام رو گذاشتم داخل پام گير کرد به دامن بلندم و با مغر خوردم به اين پارتيشن لعتني.

خدا لعنت کنه کسي که اينو اينجا گذاشته.واي يه وقت زنا ديده نشن.افتادن من به گور سياه.زنا ديده نشن.اخه کدوم ادم بيکاري مياد قسمته زنانه رو نگاه کنه.اينقدر لخت و پاتيل ريخته تو اينترنت که ديگه اينا رو کسي ديد نميزنه.

اي خدا من چقدر بدبختم.

romangram.com | @romangram_com