#دختر_فوتبالیست_پارت_153
پاشدم وو سرم رو گرفتم.چه دردي ميکرد.
اما ته خوشنانسيم دقيقا وقتي بود که ديدم پارتيشن افتاده و همه دارن به من نگاه ميکنن.
حالا کي اهنگ رو قطع کرده بود؟
به به ميبينم که مختلط هم هست.از اين بهتر نميشه.پس ديگه کاملا ضايع شدم.
ولي خب منکه از رو نميرم.واسه همين سرم رو بالاتر گرفتم وارد باغ شدم.
اما يهو همه زدن زير خنده.ديگه چه مرگشون بود.
به سر و وضع خودم نگاه کردم ديدم مانتوم جر خورده و دامن مبارک هم تا رون پام کاملا پاره شده.اخه ضايع شدن از اين بدتر؟
وقتي هم داشتم قدم هاي بلند بر ميداشتم تمام هستيم در ديد کامل قرار داشته.
خدايا شکرت از اين بدتر هم ممکن بود اتفاق بيفته.اما دقيقا يه حسي بهم ميگفت زر اضافي نزن.از اين بدتر ديگه نميشه
مغنه ي بهنوش رو محکم از پشت کشيدم که باعث شد مغنه اش در بياد.ايقدر با شدت کشيده بودم که پرت شد تو بغلم و يه جيغ بنفش کشيد.دستم رو که اّلفش هم بود گذاشتم رو دهنش.بهنوش چشمش که به من افتاد سريع دستم رو برداشتو مغنه اش رو درست کرد.
بهنوش-خاک بر سرت اين چه کاري بود که کردي؟
romangram.com | @romangram_com