#دختر_فوتبالیست_پارت_149
بهنوش-شيرين ميرم ها
وسط خيابون رفتم جلو و لباش رو بوس کردم.با استينش سريع لباش رو پاک کرد
بهنوش-خيلي کثيفي
من-چاکر شما.ناراحت نباش ديگه نوش نوشي من
بهنوش-ايش
من-فداي ايش گفتنت.دارم با باهات شوخي ميکنم.خب دو ساعته دارم بال بال ميزنم روتو کردي اونور داري دور و ورت رو نگا ميکني
بهنوش-بيا بريم يه چيزي بخريم اينقدر مثه مگس وز وز نکن
من-بابا سليمان....با حيوانات در ارتباطي که زبونشون رو فهميدي
بهنوش دستم رو کشيد و با عصبانيت گفت:شيرين خفه شو
دستام رو بهم کوبوندم و از صداش که تو پاساژ پيچيد ذوق مرگ شدم.با چشماي مشتاقم به بهنوش خيره شدم
بهنوش-چه مرگته؟
دوباره با نيشه تا بناگوشم بهش خيره شدم و گفتم:همين خوبه؟
romangram.com | @romangram_com