#دختر_فوتبالیست_پارت_144

من-بدونه تو جهنمم برم بهم خوش ميگذره

کوهيار-از دل من گفتي...حالا جدي کجا ميري؟

من-اگه فکر کردي من امارم رو دسته يه پسره غريبه ميدم کور خوندي

کوهيار-اوه اوه....همچين ميگه پسر غريبه انگاري از اين لاتاي سرکوچم

من-کم نمياري ازشون

کوهيار-تو هم مثه اين دختراي پر فيس و افتاده اي

نوک دماغش رو بادستش گرفت بالا و گفت:از اينايي که تمام بدنشون تزريقيه

راهش رو گرفت و رفت.دستم رو زدم به کمرک و داد زدم:اگه مردي وايسا جوابت رو بدم

انگاري به من نيومده روزم رو با قيافه ي نحس اين کله کدو شروع نکنم.خب دختره ي احمق.نونت کم بود.ابت کم بود

ديگه باشگاه اومدنت چي بود.

اگه مثه خانما تو خونتون ميشستي زندگيتو ميکردي يه ملتم علافه خوندن اراجيفت نميشدن.والا به خدا

تمام طول راه محوطه رو دوييدم.به تاکسي که رسيدم خودم رو با کله پرت کردم توش.

من-سلام حاجي

romangram.com | @romangram_com