#دختر_فوتبالیست_پارت_143
سنم داره بالا مبره.بايد به فکر دندون مصنوعي هم باشم.يه بچه هم ندارم عصاي دستم باشه.نکنه برم تو اسايشگاه....واي خدا.....
شيرين باز خل شدي
وسايلم رو چپوندم تو ساکم و مثه برق گرفته ها از اتاق زدم بيرون.
بيرون رفتن من همانا ديدار اورست هم همانا.
معرفي ميکنم اورست همون کوهيار خودمونه.اخه اسمش رو که ميشنوم ياد قله ي کوه ميفتم.واي اگه بفهمه چي دربارش گفتم!!
کوهيار سرش رو بالا گرفت و گفت:صبح بخير
من-سلام کله کدو
کوهيار-چطوري خاله سوسکه
من-قربونت فِردي
کوهيار- کجا با اين عجله حنا؟
من-خيک اقا شجاع
کوهيار-خوش بگذره
romangram.com | @romangram_com