#دختر_فوتبالیست_پارت_141
بعدش چشماي منتظرش رو به من دوخت
يکم با خودم فکر کردم و گفتم:حالا ببينم چي ميشه
ولي هم خودم و هم خودش فهميدم تيرپم الان عشوه شتريه
کوهيار خنديد و گفت قربونت
من-باز پسر خاله شدي ها
5 دقيقه بعد کوهيار دوباره گفت:جونه من بگو چرا اونروز تو رستوران بوسم کردي؟
من-حالا حتما بايد بگم؟
کوهيار-اره
من-خب راستش ميخواستم رابطتون رو بهم بزنم.چون نياز پشت شيشه واستاده بود.ميخواستم يه قهر صورت بگيره بعدش اشتي.دوباره يه قهر دوباره اشتي.دوباره يه قهر دوباره اشتي.دوباره يه قهر دوباره اشتي.دوباره يه ق....
کوهيار-جونه من بس کن
خنديدم و ادامه دادم:
ميخواستم اينقدر اين کارو تکرار کنم که نياز کاملا به تو بدبين بشه
romangram.com | @romangram_com