#دختر_فوتبالیست_پارت_140
تلفن رو قطع کردم و اروم گفتم:بهروز دوستي به نام نياز داره
بعد از چند لحظه سکوت گفتم:مگه تو هم قراره بياي؟
کوهيار-اره نياز خواسته همراهيش کنم
دوباره سکوت
با خودم گفتم چطور اين قوزبالاقوز رو تحمل کنم؟
من-خب خره اين موقعيت عاليه
کوهيار-نذار باز دهنم رو باز کنم.يه ذره عفت کلام نداري
من-باشه بابا
کوهيار-حالا اين موقعيت عالي يعني چي؟
من-خب ميتونيم يه برنامه اي ترتيب بديم تا نياز کاملا از تو متنفر بشه....ميتونه يه خيانت باشه
کوهيار-خيل خب حالا يه جوري صحبت ميکنه انگاري داريم نقشه ي قتل رئيس جمهور امريکا رو ميکشيم
من-اي بابا تا من ميرم تو حس هي تو بزن تو پرم
کوهيار-خودت يه کاريش ميکني؟
romangram.com | @romangram_com