#دختر_فوتبالیست_پارت_131
من-من بستني ميخوام
کوهيار-هي هي ترش ميکني
من-منو بگو اين همه کار خوب واسه تو انجام ميدم
کوهيار-باشه بابا قهر نکن بيا بريم
بستني قيفي رو داد دستم و من با خوشحالي ليسش ميزدم.خيلي وقت بود که بستني قيفي نخورده بودم.
دور دهنم رو پاک کردم.کوهيار داشت خيره خيره نگام ميکرد.
من-چيه؟
کوهيار-چي چيه؟
من-چرا اينجوري نگام ميکني؟
کوهيار-چيزي نيست.بريم شام بخوريم؟
من-چه مهربون شدي
کوهيار-تشکر از کاراي خوبته
romangram.com | @romangram_com