#دختر_فوتبالیست_پارت_128
باز حداقل کوهيار يکم هوام رو داشت.وگرنه وسط زمين تلف ميشدم.
به صفحه ي گوشيم نگاه کردم.اين دقيقا 23 باري بود که از وقتي که اومده بودم اينجا مامانم بهم زنگ ميزد.
من-جونم؟
مامان-الهي قربونت برم اونجا بهت سخت نميگذره؟
من-سلام.منم خوبم.خودت چطوري؟
مامان-دختره ي بي لياقت خب نگرانتم
من-بي لياقتت رو باور کنم يا نگرانيتو؟
مامان-قطع ميکنم ها
من-باشه باشه....نه بابا سخت نميگذره(اره جونه خودم)
مامان-الهي شکر.....واسه عروسي نسيم نمياي لباس بخري
من-چرا ميام.......چي ؟ عروسي شبنم؟
مامان-وا اره ديگه ميگه به تو نگفته
من-چرا چرا گفته
romangram.com | @romangram_com