#دختر_بوکسور_پارت_290

چپ چپ نگاش کردم و هیچی نگفتم اونم خندید تا خود ویلا کلی اذیتش کردم .هی گردنشو میب*و*سیدم که میگفت نکن میندازمتا ..بعد تا

میخواست منو بندازه سریع میچسپیدم بهش و لباشو میب*و*سیدم تا بیخیال بشه

تا اینکه رسیدیم به در ویلا ..ویلای قشنگی بود دوبلکس و خیلی شیک نوسازم بود و این خیلی خوب بود داخل ویلا که شدم همی که درو

باز کردم از خوشحالی یه جیغ بلند کشیدم و دستامو گرفتم جلوی دهنم

_ وای اینجا چه خوشکله ؟

آرتا از پشت بغلم کرد و سفت چسپید بهم

آرتا _ قابل خانمم رو نداره

کل سالن ویلا رو با گل برگهای رز قرمز و شمعهای کوچیک تزئین کرده بودن و یه فضای کاملا رویایی رو ساخته بودن ..سریع برگشتم

سرمت آرتا و پریدم دستامو انداختم دور گردنش و لبامو چسپوندم به لباش اونم همراهیم کرد ..

یعد از مدتی که ب*و*سید دستشو دور رونام قفل کردو بلندم کرد منم سفت گردنشو چسپیدم تا نیوفتم پاهامم حلقه کردم دور کمرش اونم

دستاش حلقه شد دور کمرم

آرتا _ عزیزم خانمم میشی

با ناز جواب دادم

_ من که خانمت هستم


romangram.com | @romangram_com