#دختر_بوکسور_پارت_289

با تعجب نگاش کردم

_ بچه هامون

با خنده نگام کرد

آرتا _اره قصد دارم یه تیم فوتبال بزنم

_چــــــــــی عمرا

آرتا _ عمرا نیست عزیزم نشنیدی میگن سال نو بچه ی نو

_ آرتا جدی که نمیگی

آرتا _ شوخی کردم گلم حالا پیاده شو تا بریم داخل

دم در با بابا و مامان اینا خدافظی کردیم که اشکم در اومد ولی به جاش وندی خیلی مسخره بازی در آورد تا جایی که مدم از خنده وقتی اونا رفتن آرتا یه دفع ای منو رو دستش بلند کرد

یه جیغ خفه کشیدم

_آرتا منو بزار پائین

آرتا _ نچ

_ از اینجا تا خود ویلا میخوای منو اینطوری ببری ؟کمرت درد میگیره منو بزار پائین خودم میام

آرتا _ نه مگه چقدر وزن داری تو


romangram.com | @romangram_com