#دختر_بوکسور_پارت_280

گرفتم بیخیال قهر و اینا بشم ..

_ وندی دلم برات تنگ شده بود

اونم متقابلا سفت بغلم کرد و جوابمو داد

وندی _آخ که قربون این آبجی منگم بشم من ..

_ ونداد

وندی _ ها چیه دروغ میگم ؟

_ معلومه چرا خودتو به من نسبت میدی

وندی _ نخیر این لقب خودته چرا انگ تقلید میچسپونی بهم ؟

ازش جدا شدم و چپ چپ نگاش کردم اونم یه لبخند عریض زد که کل دندوناش و به نمایش گذاشت یه پس کله ای محکم نثارش کردم

اونم لپمو کشید و بعد از اینکه صورتمو ب*و*سید دست مامانو گرفت و رفت بیرون

تعجب کردم واسه چی اینطوری کرد ؟داشتم با تعجب نگاه در میکردم که بابا اومد سمتم

بابا _ سلام بابایی

نگاش کردم ..آخه چطور میتونستم با این صورت مهربون که الان چهرش پیرتر هم شده بود قهر کنم ؟ نه نمیتونستم حتی نمیتونستم اخم

کنم ..پس با لبخند جوابشو دادم


romangram.com | @romangram_com