#دختر_بوکسور_پارت_229
وا این دیگه چی میگه این وسط
با تعجب داشتم نگاش میکردم ..تا اینکه به حرف اومد
پسره _ به چه خانم خوشکلی ..خوش اومدی
وا خب شما کی باشی ؟؟؟ جوجه تیغی ؟؟؟
_ بله
پسره _ آها خودمو معرفی نکردم من نیما هستم داداش نرگس
_آها بله ببخشید من نشناختم منم وانیا یکی از دوستاش هستم
نیما _ تعریفتونو میکرد
بله نرگس چرا باید بیاد تعریف منو به توی بوزینه بکنه حرفا میزنیا ..
_ ببخشید خود نرگس کجاس
همچین خیره نگام میکرد که معذب شده بودم دیگه ..
نیما _ پیش نامزدش بیا راهنماییت کنم تا لباساتو عوض کنی
سری به نشونه ی باشه تکون دادم و با دو قدم فاصله راه افتادم دنبالش ..رفت سمت پله ها و وارد یکی از اتاقا شد ..یه اتاق با دکتر
قهوه ای سوخته و مشکی ..اه اه اه بدم اومد ..همش که رنگ تیرس ...
romangram.com | @romangram_com