#دختر_بوکسور_پارت_227
سایه خوشم نمیاد واسه همین نزدم ..
بعد این که آرایشم تموم شد با اتوی مو کل موهامو فر کردم و باز ریختم دورم یه تِل موی طلایی هم زدم تا چشامو اذیت نکنن .
سریع شیرجه زدم سمت لباسم و بعد از پوشیدنش رفتم سراغ کفشام ..آخ من که کفش طلایی ندارم حالا چه خاکی تو سرم بریزم ..؟؟
با کمی فکر کردن کفش پاشنه 15 سانتیه مشکیمو انتخاب کردم ..هر چی هست از بقیش بهتر بود .بعد از این که کامل آماده شدم کیف
دستی مشکی مو همراه گوشیم برداشتم ..کلیدای ویلا رو هم همینطور
یه مانتوی بلند مشکی همراه یه شال نازک هم برداشتم و پرواز کردم سمت پائین ..همینطور که از پله ها پائین می اومدم مانتو و شال
رو هم پوشیدم ..بعد از اینکه درو قفل کردم سریع به سمت ویلای بغلی حرکت کردم چون اصلا دوست نداشتم که سر راهم آرتا رو هم
ببینم ..
همینطور که داشتم تند تند میرفتم گوشیمو از تو کیف دستیم برداشتم و تند تند شماره ی این نرگس خره رو گرفتم
یه بوق .. دو بوق .سه بوق ..چهار بوق .اه چرا ور نمیداره ؟؟ بلاخره زمانی که داشتم نا امید میشدم خانم زحمت کشیدن و گوشی رو
جواب دادن ..اوف چه سر و صداییه اونطرف ..البته صداش تا اینجا هم میاد ولی نه به این شدتی که پشت گوشی هست ..
نرگس _ ها چته ؟ کجایی ؟وانیا مگه قرار نبود بیای ؟؟
_ چرا چرا خب دارم میام حالا خوبه همین بغلینا در و بزن تا اومدم معطل نشم
نرگس _ باشه الان پس زود بیا
romangram.com | @romangram_com