#دختر_بوکسور_پارت_205
_ نه په بابای من ..جز شما کس دیگه ای هم اینجاس ؟
آرتا _ بهتره زبونتو کوتاه کنی تا خودم نچیدمش ..
_ ههه برو بابا اگه تونستی کوتاه کن
آرتا _ معلومه که میتونم
_ ههه میبینیم
تو یه حرکت خم شدم سمتش که بدبخت ترسید فکر کنم چون یه تکون خفیف خورد .سرم و بردم رو به روی صورتش و با دستم براش بای بای کردم و با یه لحن مسخره و کشیده که میدونستم حرسش در میاد گفتم
_ با بــــــــــــــــــااااای ییییییی
به من پوزخند میزنی زشت بیریخت ..اصلا تو همون زشت بیریخت خودمون باشی بهتره بچه پرووووو گوساله ی جذاب ِ خوشتیپ ..
خیلی ریلکس برگشتم و با ناز رفتم سمت در بیرونی ..همونطورم یه ایشششش کشیده نثارش کردم ..حالا من نمیدونم این ایشششش واسه چی بود .والا اگه شوما گرفتی به منم بگو خخخخخخخ دبوانه شدم رفت ..ای خدااااا
هنوز به در نرسیده بودم که دستم از پشت کشیده شد ..جیغم عین این کولیا رفت هوا
_ ایییییییییییی مامــــــــــــــــان دستم کند
با کله رفتم تو دیوار ..هه چیه فکر کردید رفتم تو بغل این یارو نخیرم ..آخه چقد شما منحرفید بابا جا خالی داد این یابو منم رفتم تو دیوار دماغم پرس شد بله فکر کنم این اصلا با دماغ عزیزم مشکل داره ..
_ اه چته دیوانه ..
دستم رو دماغم بود و داشتم مالشش میدادم که تازه یادم اومد این خر با دماغ عزیزم مشکل داره ..اصلا این واسه چی با مماغ من مشکل داره ؟ خیلی غلط کرده ..بیخود کرده وایسا الان حالشو میگرم ..کل ور زدنم و خود درگیریم به یه مین هم نرسید ..بله این چنین سرعت عمل دارم من ..
romangram.com | @romangram_com