#دختر_بوکسور_پارت_206
خب بریم سر دعوا ..کجا بودم آهان ..آییییی نـــــــــفس کِش بیا جولو ..نه جرعت داری بیا جولو تا نفلت کنم
_ هوووییییی یارو تو اصلا واسه چی با مماغ من مشکل داری ؟ هـــــــــــــــان ..چرا هر دفعه هی دوست داری به این ( با دستم به دماغم اشاره کردم ) عزیز من صدمه بزنی ..اصلا من با کسی که با این ( اشاره به دماغ عزیزش ) مشکل داشته باشه مشکل دارم آبمون تو یه جوب نمیره ..
همینطور داشتم واسه خودم زر زر میکردم که یهو قه قهش کل خونه رو گرفت ...واااا
دهنم همونطور باز مونده بود و داشتم به این بشر نگاه میکردم این چشه واسه چی همچین میخنده..؟ وای خدا دیوانه شد ه ؟ فرار کنم ..
تو یه لحظه سریع تصمیمو گرفتم و با یه نقشه ی از پیش برنامه ریزی شده و یه حرکت جوانمردانه یه قدم آروم به عقب برداشتم ..
آهان همینه ..حواسش نیست تا اینجا که عملیات خوب پیش رفته ..حالا قدم بعدی ..ایول اگه میدونستم استعداد این چیزا رو دارم صد در صد میرفتم دزد میشدم ..
هنوز قدم سوم رو برنداشته بودم که خندش بند اومد و سریع مچ دستمو گرفت ...وای عملیات لو رفت بدبخت شدم که ..
آرتا _ کجا ؟
_ اِم چیزه ؟ یعنی چیزه ..
آرتا _ چیزه
_ چیزه دیگه ..
آرتا _ چیز چیه ؟
ای خدا من چی بگم به این بشر ..آها یافتم بهتره از راه دست انداختنش وارد بشم تا بلکم بپیچونمش و بریم که رفتم د در ..آخخخ که چه شود ..
این بشر هم که یکی از ابروهاشو داده بود بالا و با یه قیافه ی باحالی داشت بهم نگاه میکرد ..یعنی اگه پاچمو نمیگرفت ا الان میپریدم روش عین میمون البته بلانسبت خود شریفم اااا ..بعد لپشو میگرفتم همچین میکشیدم که کلا بی لپ شه ..بله همچین دختر پلیدی هستم من ..
romangram.com | @romangram_com