#دختر_بوکسور_پارت_204

آرتا _ نه مگه باید اتفاقی افتاده باشه

_ پس چرا اینطوری شدی

برگشت سمتم و زل زد بهم چشاش دوباره سرد شده بود

آرتا _ چه طوری

چی میگفتم بهش ..دلیل تغیر رفتارشو اونم یهویی نمیتونستم درک کنم ..

وقتی دید جوابشو نمیدم و فقط زل زدم بهش خودش به حرف اومد ..

آرتا _ بیرون کجا میری ؟

_ ........

آرتا کلافه دستی کشید تو موهاش و سرشو انداخت پائین دوباره سرشو بلند کردو سؤالشو تکرار کرد

آرتا _ با توام به چی زل زدی ؟ گفتم بیرون چیکار داری ؟

وا چه مرگشه این دیگه دوچار دوگانگیه شخصیت شده ؟ چرا همچین میکنه احمق دلشم بخواد که با من بیاد خرید اصلا خودم میرم که تا

ته بسوزه ..ایششششش

_ هیچی ..مگه شما مفتشی ؟

آرتا _ کی من ؟


romangram.com | @romangram_com