#دختر_بوکسور_پارت_192

بله بعد از کلی قربون صدقه رفتن خودم راضی شدم از حموم بیام بیرون ..از حموم که بیرون اومدم درو بستم و شروع کردم واسه خودم قر دادن حالا قر نده په کی بده ..بله

همینطورم داشتم واسه خودم چرت و پرت میخوندم و به سمت در میرفتم

خوشکلا باید بر*ق*صن ..غلط کردن بر*ق*صن

من دختر زیبا ..یه دونه ام تو دنیا

یه قر گنده و یه چرخش هر دو دستامم بالا بود و داشتم قر میومدم .. نمیدونم چرا یه دفعه اینقدر انرژی گرفتم .

ای آرتا آرتا آرتا ..

دلم برات تنگ شدهههههههههههه

قربونم بری تو ..آی آرتا آرتا آرتا

هنوز به در نرسیده بودم و داشتم همینطور ور میزدم که یهو دستم از پشت کشیده شد ..یعنی قلبم افتاد کف پارکت ..خب لباس زیر که پام نبود که بگم افتاد اونجا افتاد رو زمین دیگه

یه دستم و گذاشتم رو قلبم و خیلی آروم برگشتم ..همین که برگشتم سایه به مرد چهار شونه و قد بلند بود که رو به روم بود از ترس نزدیک بود خودمو خیس کنم ..تا اومدم جیغ بکشم که سریع فهمید . اون یکی دستشو گذاشت رو دهنم که صدام خفه شد

سرشو آورد کنار گوشم ..الان بود که شناختمش ..از بوی عطرش .................................................. .........

الان داشتم میفهمیدم که چقدر دلتنگشم ..الان داشتم قشنگ حس میکردم که تو این یه هفته چی رو گم کرده بودم ..

آرتا _ سلام فسقل خانم ..خب داشتی میخوندی ادامش ..

یه احساس خوبی داشتم ..یه حس خوشحالی و ..نمیدونم چطور توصیفش کنم .. یه حس خیلی خوب از اینکه کسی که دوسش دارم الان کنارمه ..


romangram.com | @romangram_com