#دختر_بوکسور_پارت_179
صورتش قرمز شده بود از عصبانیت بود یا خجالت نمیدونستم ولی برامم مهم نبود ..صورتمو برگردوندم ..
_ برو بیرون نمیخوام ببینمت .. واقعا حالم از آدمای پستی مثل تو بهم میخوره
تا این حرفو زدم خیلی سریع به سمتم اومد . درست فکر کردم عصبی شده بود ترسیدم صورتش خیلی سرخ شده بود و انگار دود از
کلش بلند شده باشه ..دستاش مشت بود و انگار داشت خودشو کنترل میکرد بهم که رسید خم شد رو تخت
و انگشت اشارشو گرفت سمتم ..از صداش معلوم بود که داره حرس میخوره
آرتا _ هی دختر خانم وقتی از چیزی خبر نداری بهتر نیست که هر حرفی که تو دهنت میاد و به سمت کسی شوت نکنی ؟ یه بار گفتم
و بازم بهت میگم که قصد سواستفاده از تو رو ندارم ..دلیلی نمیبینم که بهت دروغ بگم ..بچه نیستم که ازت بترسم فکر کنم اینو خوب
بدونی ..درضمن از کجا میدونی که من دارم خ*ی*ا*ن*ت میکنم ؟ از کجا میدونی که دو رو هستم ؟ از کی باید خجالت بکشم از زنم ؟ از زنی که تو باشی ؟ از تویی که حتی از لباسمم بهم نزدیکتری
تو شک حرفاش بودم این چی داشت میگفت ؟ یعنی چی ؟ میخواد گولم بزنه ؟ آره درسته میخواد گولم بزنه وگرنه که ...
مغذم داشت ارور میداد ..واقعا شوک بدی بهم وارد شده بود به سختی دهنمو باز کردم
_ تو ... تو ... تو چی گفتی ؟ من زنتم ؟ چرا حرف مفت میزنی مرتیکه ؟ چقدر میخوای دروغ سر هم کنی ؟ این حرفا چیه که میزنی
دستشو کشید تو موهاش ..و دوباره سرشو به سمت من برگردوند دهنشو باز کرد انگار میخواست حرفی بزنه ولی نزد ..
سرشو برگردوند یه چیزی زیر لب گفت که نفهمیدم .بعد دوباره برگشت سمت من
آرتا _ تا همینجا هم که گفتم خیلی گفتم ..فقط همینو بدون که کار خطایی ازم سر نزده .. اینو مطمئن باش که اگه من مشکلی داشتم یا کار ناشایستی ازم سر زده بود قبل از اینکه پام به اینجا برسه پدرت خفتم کرده بود ..اینو بدون ..لابد یه چیزی میدونن که این اجازرو بهم دادن تا با تو تو یه خونه تنها باشم
romangram.com | @romangram_com