#دختر_بوکسور_پارت_178

بهم برخورد من 18 سالمه دیگه بچه نیستم ..یه سوتی هم داد

_ من 18 سالمه بچه نیستم ..چرا همه اصرار دارن هی بهم بگن بچه

با ابروهای بالا رفته داشت نگام میکرد ..

آرتا _ باشه خانم بزرگ بچه نیستی ولی باید اینو قبول کنی که مقابل من هنوز خیلی بچه ای

هه چی فکر کرده مگه چند سالشه بچه پرو ..

آرتا _ گفتی 18 سالته درسته ؟ خب خوبه من دارم وارد 31 سالگی میشم واسه اینه که بهت میگم بچه ای برای من ..

چی 31 ..یعنی 13 سال از من بزرگتره ..تا خاستم حرفی بزنم زودتر از من دست به کار شد و شروع کرد به حرف زدن .

آرتا _ درسته خیلی ازت بزرگترم ولی تو با تمام بچگیت به دلم نشستی منی که تو این 31 سال زندگیم تا حالا حتی به یه زنم نگاه نکردم

جلوی تو امروز نتونستم خودمو نگه دارم

تو شک حرفی که زده بود بودم خیلی سریع گفته بود هنوز داشت کلمه به کلمش تو ذهنم حجی میشد ..به دلم نشستی ..به دلم

نشستی ..بازم خیلی بهم برخورد اون با داشتن یه زن هیچ حقی در مقابل من نداره ..چی فکر کرده ؟ بدم میاد از این مردای دو رو

_ خیلی پستی اینو میدونستی ..( داشت با تعجب نگام میکرد ) بدم میاد از مردای دو رویی مثل تو .. تو خجالت نمیکشی ..خیلی

وقیحی واقعا تو گفتن جمله ای که سزاوارت باشه ناتوانم اینو میدونستی ..؟ که چی ؟ فکرکردی من خرم ؟ شاخ رو سرمه یا دم دارم ؟ تو

خجالت نمیکشی داری خ*ی*ا*ن*ت میکنی ؟ حداقل از من نه از اون زنت خجلت نمیکشی ؟ هه چی فکر میکردم چی شد ؟ بلاخره مردا همشون یه کرب*ا*س*ن


romangram.com | @romangram_com