#دختر_بوکسور_پارت_177

آرتا _ چرا صورتتو بر میگردونی ..میدونم نباید این کارو میکردم ولی دست خودم نبود

دیگه با این حرفش مطمئن شدم که از رو ه*و*س منو ب*و*سید ..ریزش اشکام دو برابر شد ولی چون صورتم به سمت مخالفش بود اون

نمیتونست صورتمو ببینه

آرتا _ منو ببخش دست خودم نبود ..

بعد هم بلند شد و رفت سمت در در .. این حرفش یعنی چی ؟ من باید همین امشب میفهمیدم که چرا داره با احساس من بازی میکنه اگه بهم علاقه نداره خب میتونست اونکارو نکنه ..

دستش هنوز به دستگیره نرسیده بود که صداش کردم .اوه اوه صدارو ..خیلی خش خشی بود و البته آروم ولی نمیدونم چطور این شنید ..

_ صبر کن

وایساد ولی برنگشت .پشتش بهم بود و من نمیتونستم قیافشو ببینم .خیلی تلاش کردم که خونسرد این حرفارو بزنم ولی نمیدونم تا چه

حدی موفق بودم ..

_ چرا اینکارو کردی ؟ چرا دلت میخواد با احساس من بازی کنی ؟ چیه فکر کردی که کسی کنارم نیست راحت میتونم ازش استفادمو

ببرم و بعدش مارو به خیر و شمار و به سلامت .. تو چط.....

نذاشت ادامه بدم برگشت ولی نزدیک نیومد ..

آرتا _ درسته حق با توئه ولی باید اینو بدونی که من هیچوقت قصد سوء استفاده از تو رو نداشتم واسه من دختر زیاد بوده و هست که

بخوام باهاشون روزامو بگزرونم ولی اینکارو تا الان نکردم .. با تو هم کاری ندارم چون هنوز بچه ای


romangram.com | @romangram_com