#دختر_بوکسور_پارت_166
وانیا _ خودت بقیشو ببین ..من میرم بخوابم
_ ترسیدی ؟
_ نه پس نترسیدم خب معلومه دیگه این چه فیلم کوفتی هست که گذاشتی
آرتا _ این فیلم که خیلی خوبه ..
_ پس خودت نگاش کن
خب معلومه که خودم میبینم دختره ی اجنبی ولی خدائیش دختر خوشکل و قشنگیه ..همینطور بیخیال حواسمو دادم به بقیه ی فیلم چیپسمم که تموم شد بشقاب و گذاشتم بغل دستم و تکیمو دادم به مبل الان که این رفت با خیال راحت یه کم دیگه هم صداش و بلند کردم که همون موقع یکی از اون دخترای تو فیلم با دیدن روح یه جیغ کشید که باز همزمان شد با صدای این وانیا
بابا من نمیدونم این چرا اینقدر جیغ میکشه ..چیو میخواد ثابت کنه .. میخواد بگه من حنجره دارم تو نداری .. یا میخواد بگه صدای من بلنده صدای تو انه ..
داشتم به همینا فکر میکردم که یه چیزی پرت شد تو آغوشم اولش که تو شک بودم نفهمیدم چیه ولی بعد تازه گرفتم که این موجود دوست داشتنیه
خوشمزه همون وانیا خانومه ..
فکر کنم الان باید آرومش میکردم ..دیگه وقت لجبازی نبود من کسی نیستم که از نقطه ضعف یه نفر سو استفاده کنم
_ چیه فسقلی چرا همچین میکنی ..
وانیا _ خیلی ترسیدم آرتا ..خیلی تو رو خدا خاموشش کن ..
کاملا خودشو تو آغوشم جا کرده بود ..یعنی بطور دیگه اینکه یه دختر ناز دوست داشتنی بود ..دلم نخواست بیشتر از این اذیتش کنم واسه همین خم شدم تا کنترل و بردارم .با خم شدنم به سمت میز کاملا روش بودم جوری که اگه الان یکی مارو میدی به طور حتم فکرای دیگه ای میکرد
..کنترل و برداشتم و تی وی رو خاموشش کردم
romangram.com | @romangram_com