#دختر_بوکسور_پارت_139

_ ن په ن ننمه خب منم دیگه ..مگه کوری ..آخخ

آرتا _ زود بیا داخل به تمرین برسیم چون من وقت ندارم باید برم بیرون

_ زدی دماغمو ناکار کردی بعد دستورم میدی

آرتا _ به من ربطی نداره خاستی حواستو جمع کنی

بعد هم بودن حرف یگه ای برگشت و وارد سالن تمرین شد منم با حرس بلند شدم و رفتم

خلصه بگم اینقدر کتک خوردم که نگو له و لورده که شدم قا رصایت دادن منو ول کنن

بعدش هم خودش بیخیال رفت دوششو گرفت و رفت بیرون ..منم از تنهایی مونده بودم چیکار کنم ..5 تا فیلم تا شب دیدم ..کلی تو استخر شنا کردم و واسه خودم غذا کتلت پختم که البته دوتای اولیش سوخت ولی بقیش خوب شد ..دیگه آهنگ گذاشتم ر*ق*صیدم و

کلی قر خالی کردم .. یه سریال کره ای رو هم دیدم که دیگه شب شد

هنوز یه قسمت از سریال مونده بود که این فصلش تموم بشه ساعتم دیگه حدود 12 بود چشام دیگه درد گرفته بود واسه همین

خاموشش کردم و بلند شدم رفتم سمت اتاقم وسط راه یهو دلم خاست یه سر به اتاق این زشت بیریخت بزنم ببینم چه جوریه ..

چیه لابد فکر کردن فوضولیم برطرف شد ..؟ نخیر باید با کمال تعصف بگم که همین که خواستم در اتاقشو باز کنم با صدای لاستیک ماشینش تر سیدم و سریع جیم فنگ زدم تو اتاقم

بعد هم رفتم تو تختم و هزار تا فحش به خودم دادم که چرا من اینقدره بد شانسم ..به دلیل ورجه ورجه ی زیاد حسابی خسته شده بودم

و نفهمیدم که کی خابم برد

روز 3 وم


romangram.com | @romangram_com