#دختر_بوکسور_پارت_138
همینطور که از پله ها میرفت پائین صداشم به گوشم رسید
آرتا _ بهتره که یه نگاهی به سر و وضعت بندازی ..خانم زییییبببباااااااا
خانم زیبا رو با یه لحن جالبی گفت ..شک کردم مگه چمه ..سریع رفتم تو اتاق و به سمت آینه قدی شیرجه زدم .. از چیزی که تو آینه
دیدم هیچی نگم بهتره ..خاک تو سر بی عقلم کنن که قبل از بیرون رفتن یه نگاه تو آینه به خودم ننداختم
موهام که عین این جنگلیا تو هم پیچ پیچ بود و یه متر تو هوا اصلا یه وضعی ..چشا پف کرده قد گردو ..صورت پف کرده ..رد تفم کنار لبم
مونده بود ..یه نگاه به بدنم انداختم و یه جیغ کشیدم البته سریع با دستم جلوی دهنمو گرفتم تا صداش پائین نره و مسخره ی این بشر
نشم
یعنی من برم بمیرم خیلی بهتره .. لباس خابی که دیشب پوشیده بودم یکی از بنداش افتاده بود روشونم و از همه بدتر یه سمت از زیر
لباس خوابم تا شکمم اومده بود بالا . جمع شده بود زیر کش لباس زیرم که کامل کل بدنم پیدا بود
از حرس زیاد که چرا اینقدر من خلم دستمو کردم لای موهام و محکم کشیدم خوب که خالی شدم ..رضایت دادمو حولمو برداشتم به سمت حموم رفتم ..بعد از یه ربع ساعتی که دوش گرفتم سریع بیرون اومدم و لباسای زیرمو نتد نتد پوشیدم
از تو کمدم یه شلوار ورزشی باحال تا زیر زانو و یه تاپ یقه گرد برداشتم ..خب اون که تو این دو روز کل بدنمو دید الان چه من تاپ بپوشم چه نپوشم به حال اوند که فرقی نداره . من نمیتونم با لباسای دیگه ورزش کنم تازه با همینم به زور تحمل میکنم ..
بعد از خشک کردن موهام با کش محکم بالای سرم بستمشون و به سمت سالن حرکت کرم همین که رسیدم به در سالن تا اومدم بازش کنم این یارو هم اومد بیرون که خوردم بهش و بعذش هم از پشت پرت شدم رو زمین
_ آخخ مماخم مماخ نازنینم ..وایی
آرتا _ اا توی ؟ کجا بودی دیگه داشتم خودم میومدم تا به زور بیارمت
romangram.com | @romangram_com