#دختر_بوکسور_پارت_137
از بس جلو خودشو گرفته بود که صدای خندش بلند نشه سرخ سرخ شده بود ..این دیگه کیه ..اه اه اه
_ چته ؟ واسه چی اینطوری میکنی ؟ منو مسخره میکنی ؟
آرتا با خنده _ من ... تو .. رو ... نه .. نه .. ولی ... عجب ... اعتماد... به ..نفسی .. دا ..دارییییی
بعد دوباره ترکید
_ ای زهر مار و اعتماد به نفس داری ..هر چی باشه به پای تو که نمیرسه ..بسه دیگه .. رو آب بخندی
آرتا _ چرا رو آب جلو در اتاق خودت میخندم ..آخ که چه سوژه ای شدی ...
_ سوژه خودت و اون زن بیریختت هستن به من چه
آرتا با شیطنت ابروهاشو انداخت بالا
آرتا _ زن من زشته . از کجا میدونی ؟ مگه تو دیدیش؟
_ نخیر من غلط بکنم که ببینمش ..بعدشم معلومه دیگه آخه کدوم دختر خوشکلی میاد زن تو اعجوبه میشه ؟ هااانن ؟ هانن ؟ هانن
آرتا _ بهتره در مورد زن من نطق نکنی چون بعدا پشیمون میشی .. و اینکه همه میان زن من بشن ..چی کم دارم مگه ..
_ همه چی
آرتا _ بهتره الکی وقت منو نگیری تا نیم ساعت دیگه حاظر آماده میای تو سالن ورزش ..
بعد دوباره یه نگاه به سر تا پام کرد و بلند زد زیر خنده
romangram.com | @romangram_com