#دختر_بوکسور_پارت_136
آرتا _ درو باز کن ...تق تق تق .. درو باز کن دیگه اه ..تق تق تق ..عجب خواب سنگینی داره این
با عصبانیت کامل پتو رو پرت کردم پائین که چون نصفش زیر خودم بود و شتاب پرت کردن منم زیاد خودمم باهاش پخش زمین شدم
_ آخخخخخخ مامان کجایی که دخترت مرد ...
آرتا _ بیا این درو باز کن ..چت شد ؟ صدای چی بود
_ اه توام خب بابا اومدم ..
دستمو رو سر مبارک میکشیدم ..بخاطر اینکه وقتی افتادم سرم خورد به لبه ی تخت و بله دیگه ..
با حرس به سمت در رفتم و درو باز کردم ..
همینطور که داشتم سرمو ماساژ میدادم کلمم پائین بود شروع کردم به جیغ جیغ کردن
_ ای بیشعور .. این چه وضع بیدار کردن یه خانم محترمه ؟ نمیگی سکته میکنم میوفتم رو دستت ؟ هاااان .. همچین به در میکوبه من بدبخت یه لحظه فکر کردم نبرد جومونگ با هانه .. ها چیه چی میخوای ؟ بگو اصلا واسه چی اومدی ؟ هااان
هر چی منتظر شدم دیدم نه انگار قصد جواب دادن و نداره واسه همین با تمام قدرت سرمو بلند کردم که پشیمون شدم ..آخخ گردن بیچارم رگ به رگ شد رفت .. همین که چشمم بهش افتاد دیدم دستش جلو دهنشه و سرشم تا یقش پائین ..شونه هاشم داره میلرزه
ای جان یعنی به خاطر من داره گریه میکنه ..آخ ننت به فدات قربونم بری تو که نگران منی ..لحن ناراحتی به خودم گرفتم که نفهمه از گریه کردنش ذوق مرگ شدم
_ ای وایییی چیه چرا گریه میکنی ؟ حالا که چیزی نشده ببین من سالمم ..خدا رو شکر نه منو دزدیدن و نه ترورم کردن ..بسه دیگه ..اه چرا هی شدت گریت بیشتر میشه ؟؟؟؟؟ ای بابا منو نگاه کن ..من خودم میدونم که آدم مهمیم ..البته اینم میدونم که اگه بخوان منو بدزدن هم نمیتونن ولی خب نیاز نیست تو گریه کنی
همینطور داشتم خیره خیره نگاش میکردم دیگه نزدیک بود اشک منم در بیاد که سرشو بلند کرد .
چیییییییییییییییییییی؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟ ای کثافتت خفت نکنم وانیا نیستم .. منو مسخره کرده پسره ی دیوانه
romangram.com | @romangram_com