#دیر_آمدی_نیمه_عاشق‌_ترم_را_باد_برد_پارت_96

از وقتی از افشین جدا شدم به یه مریضی به اسم همه رو گرفتار خودت کن دچار شدم. حتی اگه طرفو نخوام یا یه درصدم احتمال دوست شدنمون نباشه بازم دمشو به تله میدم.

دوست دارم همه بهم پیشنهاد بدم. احساس عالی بودن و بزرگ بودن و یه جورایی شاخ بودن بهم دست میده. هرچند این روزا پسرا خیلی راحت پیشنهاد میدن ولی هنوزم هستن بعضیا که دیر دم به تله میدن و من عاشق این افرادم. یه جورایی برام سرگرمیه اینکه افراد مصممو از راه به در کنم باعث میشه بیش از بیش احساس بزرگ بودن کنم.

این وسط یکیشونو برای زندگی انتخاب میکنم تا بعدا یکیم باشه که بگیرتم و وحیدم گزینه بدی نیست. پندار ولی تو بلک لیستمه. واسه کمکی که بهم کرد به خودم قول دادم دورشو خط بکشم. هرچند همین الانشم هوایی شده.

-خب دوستام دوست پسر دارن دیگه.

-یعنی میان واسه تو تعریف میکنن.

تو چشاش زل زدم.

-حتی خصوصی ترین حرفاشونم برام میگن.

ابروهاش بالا رفت. اینو دیگه واقعنی گفتم. نمیدونم چرا ولی صندوق اسرار همه دوستامم.

-چه خطرناکید شماها.

-اره از این به بعد حواست باشه چی به دوست دخترات میگی.

از اینکه دوست دختر داره یا داشته صد در صد مطمئنم حالا تو تعدادش کمی شک دارم نمیدونم خیلی یا بیشتر از خیلی.

تازه باید اینم در نظر گرفت اون خارج بود با کلی ازادی از انواع اقسام....... کلیم دختر ترگل ورگل دورش بودن منم بودم از راه به در میشدم.

یه زمانی حتی حرف زدن افشین با یه دختر ازارم میداد ولی حالا خوابیدن وحید با یه دختر دیگه پشیزی برام ارزش نداره.

فکر کنم زیادی اپن مایند شدم. ولی تقصیر من نیست همه به گند کشیده شدن. یه کار با ادم کردن که اگه از طرفت انتظار داشته باشی ادم باشه و پاک انگار ازشون معجزه میخوای.

کاش منم دوره مادر بزرگم بودم. تعداد مردا اون موقع بیشتر بود.

اخم کرد

-من دوست دختر ندارم

-باشه باشه

-اسرا میزنمتا

-وحید سرده

-بیا بغلم گرمت کنم.

-شاید بتونیم بریم تو ماشین و اونجا گرم شیم

-اها اونجا میای بغلم گرمت کنم.

خندیدم.

-دیوونه.

-عوض شدی اسرا

-مهم اینه که عوضی نشدم.


romangram.com | @romangram_com