#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_137
برگشت سمتم. چون سرم رو شونه ش بود اشک چشامو ندید. اونم بغلم کرد.
من این ارامشو دیگه میتونم کجای دنیا داشته باشم...........؟
من ..... اسرا مرادی..... دوباره عاشق شدم.......... دوبار طعم عشقو چشیدم و چقد این دو بار با هم متفاوتن..........
نمیدونم خودم عاقل شدم یا شکستی که تو زندگیم داشتم منو عاقل کرد ولی من از این منطقم متنفرم.
کاش نمیفهمیدم......... کاش اینده رو نمیدیدم............ ای کاش پندار میومد خاستگاریم و من پافشاری میکردم لج میکردم اعتصاب غذا میکردم تا مامان بابام راضی به ازدواجمون بشن........... کاش با هم ازدواج میکردیم و ...... و دیگه بعدشو نمیدیدم.
بعدش مثل تو داستانا برامون مینوشتن با هم خوشبخت شدن و پایان.
دیگه بعد از خوشبختیمون تموم میشد دیگه ادامه ای در کار نبود. اون وقت بود که من به مرد رویاهام که نه به مردی که تونست قلب زخمیمو جمع کنه و دوباره از نو درستش کنه برسم.
اون قلبمو درست کرد. تیکه هاشو جمع کرد.
زخمی شد ولی گله نکرد بازم تلاششو کرد و اخرش تونست منو به دست بیاره.
ای پسره یه زرنگ..... اون حتی از منم زرنگ تر بود که تونست منو که همه رو رنگ میکنم رنگ کنه.
و من عاشق تک تک رنگایی که روم میریخت شدم.
پندار من ازت میخوام خوشبخت باشی.......... خوشبخته خوشبخت.
خوشبخت تر از هر ادمی رو زمین. از خدا میخوام تموم خوشبختیه منو بگیره و به تو بده.
دوستت خواهم داشت تا اخر عمرم.
یادم میمونه یه زمانی با یه مرد واقعی رو به رو شدم و اون منو عاشق خودش کرد.
-منم دوست دارم دیوونه.
و قلب درد کشیدمو بیشتر به درد اورد.
سرمو از رو شونه ش برداشت و اشکی که رو صورتم راه میرفتو دید.
اخم کرد و من مردم.
اشکامو با سر انگشتاش پاک کردو منو داغونتر از اینی که الان هستم کرد.
اون موقع که افشین ولم کرد انقدر زجر نکشیدم......... انقدر قلبم درد نمیکرد.
-مگه نگفتم حق نداری هیچوقت به هیچ دلیلی گریه کنی؟
چیزی واسه جواب دادن نداشتم و فقط به صورت مردی که با تمام وجود عاشقش شده بودم نگاه کردم.
تو تک تک گریه هام چه دردی نهفته بود.
چقدر سخته اگاهانه نیمه وجودتو بکنی و ازش فرار کنی.
-چیشده خانوم زشت؟
سرمو به طرفین تکون دادم
romangram.com | @romangram_com