#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_122
سرشو پایین اورد نمیتونستم نگاهشو درک کنم عصبانی بود یا مهربون یا خواستار یه بوسه دیگه.....
مثل یه بچه کوچیک که تو بغل مادرشه و منتظره شیر بخوره منم تو بغل پندار همچین وضعیتی داشتم.
سرشو پایین اورد و کنار لبمو بوسید.
این ممانعت هاش....... این خود داری هاش منو جری تر میکرد. این پسر انقد برام خواستنیه که بعضی وقتا میخوام قول همیشگیمو به خودم در مورد اینکه اولین نفری که منو میبوسه باید شوهرم باشه رو فراموش کنم.
پندار تو تصورات من یه قدیسه ست یه فرشته یا شایدم یه رویا.......
این همه دوست پسر عوض کردم ولی هیچکدوم با پندار قابل مقایسه نیستن.
دوسش دارم....... خیلیم زیاد........ ولی نمیتونم حقیقت ماجرا رو درباره اینکه مثل اولین نفر نمیشه رو نادیده بگیرم. نه بخاطر عشق بیشترم نسبت به اولین نفر بلکه فقط و فقط بخاطر تفاوتشون تو چشام.
اونموقع بی حدو مرز عشق میورزیدم چشام نترسیده بود و بدون نصب محدودیت باهاش خوش میگذروندم و......
ولی حالا چشام ترسیده خیلی مواظب رفتارمم. نمیتونم بی حدو مرز بهش عشق بورزم نمیتونم از ته دل دوستش داشته باشم. میترسم ..... میترسم به اینم وابسته بشم و ولم کنه.
تو هر لحظه و هر ثانیه ای به این فکر میکنم که نباید زیاد بهش نزدیک بشم........ که نباید زیاد عاشقش بشم........ که نباید زیاد بهش عشق بورزم......... نباید وابسته بشم چون اگه بره، اگه ولم کنه باید دوباره چند سال دیگه از زندگیمو مشغول جمع و جور کردن خودم بشم.
انقدر به رفتنش فکر میکنم که اگه یه وقت رفت و تنهام گذاشت خیلی راحت به زندگی عادیم برگردم.
عشق عاقلانه یه شکنجه ست برای خود فرد. شاید برای پندارم ازار دهنده باشه ولی نمیشه باهاش جنگید نمیشه......
از تمام ادم و عالم بی خبرم تنها مشغله ذهنی من پنداره.
-دوست دارم.
لبخند زدم.
سرشو اورد پایین ولی وسط راه پشیمون شد و برگشت. نگاه هردومون به هم بود.
دوتا انگشتشو رو لبام گذاشتو برای بار دوم سرشو پایین اورد. عمیق انگشتاشو بوسید و منو داغونتر از اینی که الان هستم کرد.
دلم میخواست انگشتاشو بر میداشت ولی نمیشد.
اون خیلی عاقل بود خیلی........
کتش که رو خودم انداخته بودم جابجا شده بود. اونو مرتب کردو باهاش قشنگ منو پوشوند.
-سرما نخوری.
نچی گفتمو بازم بهش زل زدم.
نگاه اون اما به اطراف بود. به هرجایی غیر از من و صورتم.
اخم رو صورتش چقد خواستنیش کرده.
یادمه بهم گفت اخمش برای من نیست ولی حتی اگه باشه هم دوسش دارم. دست بردم ریششو لمس کردم.
نگاشو سر داد رو صورتم.
-داعش
romangram.com | @romangram_com