#دیر_آمدی_نیمه_عاشق‌_ترم_را_باد_برد_پارت_108

-میتونی بیای بیرون؟

چشام گرد شد. ایول.... فکر میکردم بعد از سه چهار بار حرف زدن به این نتیجه برسه ولی خیلی خوب جواب داد.

-کجا؟

-مخفی گاه

اروم خندیدم.

-اممم مخفی گاه دوست دارم.

صدای نفسهای نامنظمش خبر از خندیدنش میداد.

-بیام دنبالت.

صداش از بس اروم بود که یه لحظه رفتم تو خلسه.

-نمیدونم.

-مشکلی نداری؟

-نه

-باشه پس میام

-باش

-زود اماده شو.

-باشه.

-بهت تک میزنم از خونه بیا بیرون.

-باشه

-معطلم نکنیا

-باشه

خندیدو گفت

-خدافظ باشه خانوم

قطع کردم و رفتم که خودمو اماده کنم.هم باید خوشکل باشم هم زیادم ارایش نکنم.

زودتر از اماده شدن من تک زد رو گوشیم. بهش اس دادم

ده مین دیگه

نوشت.

-پنج


romangram.com | @romangram_com