#دلتنگ_پارت_500


منو به خودش فشرد و گفت_شاید سر و کله ی مینا،یا کسای دیگه دوباره باز شد تو زندگیمون..یا من هنوز عادت نکردم به محبت کردن میخوام اگر یه روزی دلتو شکستم به دل نگیری.من واسه این راه تازه اول راهم

سر شونه شو بوسیدم و گفتم_قول میدم..تو فقط همیشه عاشقم بمون من تا جهنمم باهات میام

لبخندی زد و برگشت طرفم..شاید چند دقیقه بود که به چشم های هم خیره بودیم

من به چشم های دریایی اون که الان آروم آروم بود و توی دریای چشم هاش غرق بودم و اون هم خیره به چشم های منی که حتی مردمک چشم هام هم بخاطر اونه که میبینه

اونقدر غرور شهاب زیاد و دلچسب بود که دوست داشتم تا همیشه مرد مغرور من باشه..حتی عاشق گیر دادناش هم بودم..

کم کم نگاهش رنگ دیگه ای گرفت..نگاه منم همینطور..هر دو میدونستیم چی میخوایم!عشق رو و من دلتنگ عشق شهاب بودم

قلبم به شدت نا آرومی میکرد که با از بین رفتن فاصله ی بینمون قلبم آروم گرفت..انگار هجوم گرمای عشق شهاب این قلب بی تاب رو آروم کرد

* * *

با شهاب روی چمن ها دراز کشیده بودیم و به آسمان تیره خیره شده بودیم..خیلی زیبا بود..مخصوصا ستاره های فراوان توی آسمان که چشمک وار به ما خیره شده بودند..این جنگل حس خوشی رو به وجودم تزریق میکرد..این خنکی هوا،صدای جیرجیرک ها،آواز پرنده ها،رایحه گل ها،و از همه زیباتر تاریکی و زیبایی آسمان تیره

من_کی برمیگردیم ایران؟

شهاب_چند روز دیگه!کارای بیمارستانم عقب افتاده و چند نفری وقت عمل گرفتن و مخصوصا میخوان من عملشون کنم

من_خوبه..دلم واسه مامان بزرگم تنگ شده

با شیطنت گفت_کدومش؟

با خنده مشت آرومی به بازوش زدم و گفتم_بی مزه!دلتم بخواد سه تا مامان بزرگ دارم

سرشو خاروند و بلند شد و روی زمین نشست که باعث شد من هم این کارو کنم

نفس عمیقی کشید..بلند شد و رفت سمت رودخونه و آبی به دست و صورتش زد و برگشت..سیگاری روشن کرد و شروع کرد به کشیدن و من هم بدون هیچ حرفی،خیره به آسمان و در حال گوش دادن نوای زیبای پرندگان بودم

بالاخره سیگار شهاب به اتمام رسید..…… سیگار رو پرت کرد گوشه ای و رو بهم گفت_میخوام یه چیزی رو بهت بگم

منتظر بهش چشم دوختم که ادامه داد_خاطره ازت میخوام اگر حاضری تا آخر عمرم قدم به قدم توی خوشبختی هام،بدبختی هام،خوشی هام،غم هام،تنهایی هام،باهام باشی و شریک تمام لحظاتم باشی و همرازم و گوش دهنده ی دردام باشی همینجا بهم بگی!نمیخوام این راه به ننگی ختم شه

ازت میخوام تصمیم ادامه ی راهتو الان و همینجا بهم بگی

اگر که نه هیچ و اگر که آره اینو دستت کن

romangram.com | @romangram_com