#دلربای_من_پارت_98
شدم.موبایل از روی عسلی برداشتم ...طبق معمول مامان
بود...بیخیال جواب دادن شدم!
ولی دوباره پشیمون شدم و جواب دادم!
-سلام مامان!
فقط صدای گریه می اومد.با نگرانی روی تخت نشستم
...گفتم:
-مامان؟
باصدای لرزون گفت:
-پسرم؟
با نگرانی گفتم:
-مامان تو روخدا نصف عمرم کردی بگو چی شده؟
-پدرت چی میگه؟ میگه تو روی حرفش حرف زدی راسته؟
پس بگو! بابا از جهبه ی مامان وارد شده!
-مامان اونطوری که توفکر میکنی نیست!
-پس چه جور پسرم؟ پسرم تو 31سالت کی میخای تشکیل خانواده
بدی؟ من بابات شاید فردا نباشه!
بین حرفش پریدم گفتم:
-دور از جون
-رادین بخاطر مادرت! اگه بخای روی حرف پدرت حرف بزنی
شیرم حلالت نمیکنم!
از کلافگی دستی به صورتم کشیدم گفتم:
-ولی مامان!
-همین که گفت
-ماما....
romangram.com | @romangram_com