#دلربای_من_پارت_73
ولی من حتی ترس فکرکردن هم دارم! هنوز شب ها دنبال یه
دختر بچه دو میزنم که آخرش به یک ماشین چب کرده و کلی
خون میرسه! روزی هزار بار ازخودم می پرسم..چرا من؟ چرا
ازبین این همه آدم که خدا آفریده چرا من باید چنین
کابوسی ببینم؟ توهم اگه بودی بدون شک از مقصر این
اتفاقات متنفرمیشدی!
-من اگه بودم خوب فکرمیکردم و بعد دنبال مقصر اصلی
میگشتم .درمورد کابوس هات هم برات یه راه حل دارم!
متعجب گفتم:
-چه راه حلی؟
-امشب وقتی خوابیدی..و کابوس دیدی سعی کن نترسی ...به
خودت تلیقن کن که من ازهیچی نمیترسم.اگه بترسی کابوس
هات همیشه باهاتن ..سعی کن موقع خواب به هیچ چیز فکر
نکنی! حتی آینده! یه ضرب المثل هست که میگه ترس برادر
مرگ!
-سعی ام میکنم!
-برای جلسه ی بعدی بیشتر راجب گذشته وقت میذارم
درادامه حرفش خندید گفت:
-و اینکه میخام بدونم چه بلایی سر رادین بیچاره توی این
مدت آوردی
بلند شدم..کیفم روی شانه ام گذاشتم...پوزخندی زدم گفتم:
-فکرنکنم رادین با این بلا ها خم به ابرو بیاره!
-باشناختی که توی این دو روز ازتو پیدا کردم منم مثل
رادین نکشی خیلیه!
romangram.com | @romangram_com