#دلربای_من_پارت_63

شه؟
پوزخندی صدا داری زدم گفتم:
-روحیه؟! بهتر بگی میخام اون میترا رو بهت قالب کنم!
-این حرفا چیه؟! بده میخام سرسامون بگیری؟! درضمن کی
بهتر از میترا؟! یه دختر آروم و خوب و البته سربه زیر
-من اگه بخام ازدواج کنم ...ازدواج میکنم..شماها هم
نمیخاد زیاد نقشه بکشی...بذار حرمت ها حفظ شه
-رادین چرا همچین میکنی؟
-متاسفم مامان ولی کاردارم
-هروقت حرف آینده ات میشه میگی کار دارم...باشه برو
بسلامت
تلفن قطع کردم...روی عسلی پرتش کردم.
"هرشب تورا تصور میکنم!
به راستی تو قابل تصوری؟!
هرشب قبل از خواب یه توی فکرمیکنم
که به من فکرنمیکنی"
باسوزشی داخل دستم چشم هام باز کردم....تصویر شخصی که
مقابلم بود تار میدیم..چشم هام باز بسته کردم...حالا
درست می دیدم....شخص مقابلم لبخند زد گفت:
-حال بیمار من چطوره؟!
باصدای ضعیفی گفتم:
-من کجام؟
خندید گفت:
-بهش میگن بیمارستان!

romangram.com | @romangram_com