#دلربای_من_پارت_226

شدم گفتم:
-من چند دقیقه پیش با یه نفر رقصیدم...بعد از تموم شدن
آهنگ بهم گفت دوستدارم شک ندارم صدای رادین بود
دایی رو به امیر گفت:
-معطل چی هستید برید دم خونه اش
امیر-دم در منتظرم سریع بیا
با دو از تالار زد بیرون با ناراحتی رو به دایی گفتم:
-هواست به همه چیز باشه نذار آرین چیزی بفهمه
دایی با لحنی دلگرمی گفت:
-تو برو دایی ایشلا که باران پیش رادین باشه
-مرسی دایی
سریع وسایلم برداشتم از تالار زدم بیرون سوار ماشین
شدم....و ماشین ازجا کنده شد....از نگرانی و استرس و
دلشوره مادام پیراهنم چنگ میزدم امیر با لحنی عصبی و
تهدید آمیزگفت:
-یه بلای سر رادین بیارم که مرغ های عالم به حالش گریه
کنن
-فعلا که مرغ های عالم دارن به حال من گریه میکنن
-تقصیر توه اگه میزاشتی روز اول اسم باران بزنم توی
شناسنامه ام اینطور نمیشد
-الان وقت این حرف ها نیست امیر
داد کشید:
-پس کی وقتشه؟دیگه خسته شدم از بس دیدم رادین عذابت
دادو دم نزدی

romangram.com | @romangram_com