#دلربای_من_پارت_180
حرکتی بده
ذوق زده شد گونه ام بوسید گفت:
-عاشقتم
سری براش تکان دادم به سمت رادین رفتم...رادین متوجه
حضورم شد لبخندی زد ...برای اینکه ضایعش نکنم منم
درجوابش لبخندی زدم....حالاکنار رادین ایستاده
بودم....روبه اون پسر جوان گفت:
-ساشا جان دلربا خانومم....دلربا جان ساشا بهترین دوستم
و یه داداش خوب
لبخندی به روی ساشا زدم گفتم:
-خوشبختم
ساشا-مرسی همچنین دلربا خانوم تعریفتون زیاد از رادین
شنیدم
-رادین جان لطف دارن
رادین-لطف چیه عزیزم واقعیت
روبه رادین گفتم:
-حالا که تو دوستت معرفی کردی منم دوستم معرفی کنم
به سمت دنیا رفتم ...دستش گرفتم به سمت رادین و ساشا
بردم ...روبه رادین و ساشا گفتم:
-دنیا بهترین دوستم
دنیا با دست پاچگی گفت:
-خوشبختم
ساشا به سختی جلوی خنده اش گرفت گفت:
-ببخشید میشه بپرسم بابت چی خوشبختید؟! ماکه هنوز
romangram.com | @romangram_com