#دلربای_من_پارت_171
نداشت گفت:
-بفرماید ملکه ی زیبایی
پقی زدم زیر خنده گفتم:
-آخه من کجام قشنگه؟!
همینطور محوم شده بود...تازه فهمیدم که این اولین بار
دارم جلوش با صدای بلند میخندم ....برق خوشحالی را به
وضوح داخل چشم هاش دیدم...لبخند روی لبش پهن تر شد گفت:
-چقدر قشنگ میخندی؟
برای اولین بار گونه هام ازخجالت گل انداختن...هرچه که
زبون دراز باشم و حاضر جواب بازم دخترم یه جا های
احساسات دخترانه ام گل می کنن....برای اینکه بیشتر
ازاین گونه های گل انداخته ام کاردستمم ندن از خونه زدم
بیرون و به سمت ماشین رفتم...رادین هم بعد از چند ثانیه
اومد سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم.....
نیم ساعت بودکه داخل خیابون ها دور می خوردیم ! رادین
بی هوا گفت:
-دلربا؟
هنوزم نسبت به رادین سرد بودم...درسته که باهاش کنار
اومده بودم ولی هنوزم سرد بودم نسبت بهش با لحن همیشه
سردم گفتم:
-بله؟
-میگم توهنوزم منو نبخشیدی؟
نمیدونستم باید چی جوابشم بدم؟! هنوزم دو دل بودم بابت
بخشیدن رادین...ازسکوت من سوء استفاده کرد گفت:
romangram.com | @romangram_com