#دلربای_من_پارت_157

رسمی نبوده و فقط یه صیغه محرمیت ساده بوده و اشتباهی
مرتکب شدید....من طبق حکم های که دارم میتونم مجازاتون
کنم! ولی می ببخشمتون....ولی فقط تا عصر امروز مهلت
دارید ازدواج کنید! نکنه شما می خواید بچه تون بی
شناسنامه باشه؟! الان میرید محضر و عقد میکنید ازطرف
محضر هم یه نامه برای من میارید...ولی بچه...اگه خانوم
شما با این اقا ازدواج کرده بودید و طلاق گرفته بودید
بچه تا هفت سالگی میتونست پیش شما باشه ولی با چنین
جریانی که پیش اومده من نمیدونم حق به کدوم یک ازشماها
بدم...بهترین راه حل اینه که ازدواج کنید و خانوم سرمد
تا دوسال بخاطر بچه تون تحمل کنید...
دلربا سکوت کرده بود معلوم بود بدطور جاخورده....با
مهران درگوشی حرف زدکه مهران بلند شد روبه قاضی گفت:
-جناب قاضی موکل بنده بخاطر اینکه درخونه این آقا
ازهرخطری دورباشه یه ضمانت میخاد
قاضی-ضمانت؟
مهران- بله....یه ضمانتی که این آقا به موکل بنده آسیبی
نرسونه
قاضی-یه طوری حرف میزنید انگار این آقا جانیه؟
دلربا پوزخندی زد گفت:
-از جانی هم بدتر
دندونم هام روی هم سابیدم...خودم خیلی کنترل
میکردم....قاضی گفت:
-خیلی خب من مهریه ی برای شما تعین میکنم که ضمانت

romangram.com | @romangram_com