#دلربای_من_پارت_126
گفته..من به امیرهم گفتم اولین نفر جون تو درخطر
-به درک برام مهم نیست!
-برای من مهم عزیزم!
-حرف آخرتون؟
-متاسفانه بله!
بلند شدم ازسرجام ....نگاهی بهش انداختم از مطب زدم
بیرون....
باید از امیر کمک میگرفتم....به سمت مطبش رفتم....
دراتاق باز کردم وارد شدم..مشغول نوشتن بود.صرفحه ی
مصلحتی کردم ...سرش بالا آورد گفت:
-دلربا؟
-میتونم بیام داخل؟
-البته بیا!
دراتاق پشت سرم بستم.به سمت صندلی جلوی میزش رفتم
نشستم...
-ازاین طرف ها؟
-رفته بودم پیش همکارات ولی گفت اینکار نمیکنه!
-حق با اون چنین چیزی غیر ممکنه! قانونی نیست!
-چی میگی امیر؟ یک درصد به این فکر کردی که من جواب
مردم چی بدم؟! اگه به گوش رسانه هابرسه بیچاره میشم!
درست قویم ...درسته خودم نباختم بعد تموم اتفاقات ولی
باز من آدمم حق زندگی کردن دارم ؟! یا نکنه بازم اونم
ندارم؟
-اره حق داری ولی نه با ازبین بردن جنین!
romangram.com | @romangram_com