#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_82
. من چم شده نوا سرم داره گیج میره چشمام همش سیاهی میره
. چیزی نیست به خاطر ضربه ای که به سرت خورده برات سرم تقویتی نوشتن تا تمام شه سرگیجه ات هم خوب شده
آدرین دست به سینه پشت سر نوا ایستاد و با لحن حق به جانبی گفت
. منم که همینو گفتم حتما باید از زبون یه دکتر میشنیدی تا باورت شه
سوال نوا وقت جواب دادن به آدرین رو ازم گرفت
. چت شد که یهو به این روز افتادی
بهش از حماقتم و اعتماد به یه ادم عجیب چیزی نگفتم
. چه میدونم فکر کنم دزد اومده بود به خونه ام...آخرین چیزی که یادمه یه دست بود که محکم دهنم رو فشار میداد و چند لحظه بعدش یه دردی تو سرم پیچید و از حال رفتم
آدرین باز خودش رو مثل نخود اش انداخت بین حرفم
. ایشالا اون دستش بشکنه هرچند فکر کنم خودم چنان با شمعدون کوبوندم تو دست و پاش که شکسته باشه
از حرفش خنده ام گرفت نوا سریع پرسید
.به چی میخندی
romangram.com | @romangram_com