#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_81
.لازم نیست میدونم یکیشون اون جنگیره بود
باتعجب بهم نگاه کرد یعنی از کجامیدونی
.با اینکه زده بودن تو سرم اماصداشون میشنیدم هرچند از من این بی احتیاطی بعید بود باید همون موقع که داشت درباره راه های ورود و خروج خونه میپرسید میفهمیدم
سعی کردم از جام بلند شم اما هنوز نیم خیز بودم که سرم گیج فت و دوباره روی بالشتم افتادم
. اون پرونده رو از زیر تخت بده ببینم چه مرگم شده
بدون اینکه از دستورم پیروی کنه جوابم رو خودش داد
. چیزیت نیست عزیزم یه ضربه به سرت باعث بیهوشی موقتت بوده و الان هم حالت خوبه تمام علائمت هم نرماله
. خوبه میبینم که با خانم دکتر همخونه بودی دکتر شدی
. نه بابا اینا رو چند لحظه پیش دکتر بخش به دوستت گفت منم شنیدم
خندیدم
. خب پس تقلب کردی
از صدای خنده من نوا متوجه به هوش اومدنم شد و سریع خودش رو رسوند و پرده ای که تخت من رو از سایر تختهای بخش اورژانس جدا میکرد رو کشید و با خنده وارد شد
. به به خانم دکتر رفیعی میبینم که به حال بیمارای بدبختت افتادی و زمین گیر شدی
romangram.com | @romangram_com