#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_180


پوزخندی زد و با تمسخر گفت

. بیمار کجا بود خانم دکتر اینجا فقط یه مشت جنازه خوابیده

نمیدونم چرا دلم نمیومد به آدرین بگم جنازه اخم کردم و گفتم

. بله میدونم اما یکی از بیمارای من الان بین همین جنازه های شما خوابیده و تا نبینمش از اینجا نمیرم

. این وقت شب

. بله همین وقت شب

. خانم دکتر یکی دو ساعت دیگه صبح میشه بیا بیمارت رو ویزیت کن

این حرفش هم بوی تمسخر میداد ادامه داد

. اما الان میترسم راهت بدم شما هم رو دستم بمونی...نمیشه برای ما مسئولیت داره

. مسئولیتش با من آقا...شما فقط بذار من ببینمش

مرد بیچاره ناچار به اطاعت شد و از جلوی در کنار رفت و من وارد شدم

. بیماری که چند دقیقه پیش از ای سی یو آوردن رو کجا گذاشتید


romangram.com | @romangram_com