#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_181

روی تخت گوشه سردخونه رو نشونم داد و از ترس اینکه یه وقت من پس نیوفتم تمام چراغها رو روشن کرد و پشت سرم راه افتاد تا مبادا حتی یه لحظه تنهام بذاره بی توجه به اون به سمت تخت جدید آدرین رفتم بالای سرش که رسیدم تونستم لبخندی رو که روی لبش پهن تر از قبل شده بود رو اینبار به وضوح ببینم انگار واقعا به آرامش رسیده بود دستش رو تو دستم گرفتم و با دست آزادم موهایی که بر اثر شوک الکتریک و تکونهای شدیدش روی صورتش ریخته بود رو کنار زدم

مرد بیچاره رو به روم ایستاده بود و با تعجب به من و کارهام خیره شده بود شاید تو دلش میگفت زنیکه دیوونه این وقت شب اومده به بهانه ویزیت بیمار داره با جنازه لاو میترکونه اما دیگه برام حرف مردم خیلی وقت بود که اهمیتی نداشت خم شدم و در گوش آدرین آروم زمزمه کردم

. بخشیده بودمت آدرین از اول هم کینه نگرفتم که حالا ببخشمت...بقول خودت مگه آدم از عشقش هم دل چرکین میشه اما ...اما ازت دلخورم... اینباره دومه که داری میزنی زیر قولت و تنهام میذاریا...یادت بمونه...نمیذارم به بار سوم بکشه

. خانم دکتر مرحوم با شما نسبتی داشت

با تعجب به مسئول سردخونه نگاه کردم انگار وجود اون رو فراموش کرده بودم به سختی جوابش رو از بین بغض تو گلوم بیرون فرستادم

. شوهرمه

. منظورتون اینه که شوهرتون بود

چنان چپ چپ نگاهش کردم که طفل معصوم نزدیک بود خودش رو خیس کنه خدابیامرزی زد و از من فاصله گرفت و اجازه داد تا با جسم بیروح عشقم تنها بمونم وقتی از تنها بودنمون مطمئن شدم خودم رو در آغوش سرد عشقم جا دادم و شروع به مرثیه خانی کردم

. دلم رو شکوندی آدرین حتی بیشتر از زمانی که از خونه ات پرتم کردی بیرون...اون زمان از در پرتم کردی اما از پشت در میدیدمت حالا که از زندگیت پرتم کردی بیرون از چه روزنه ای باید تماشات کنم تا دلتنگت نشم....مگه بهت نگفتم تنهام نذار بی انصاف پس این چکاری بود اینبار که میدونم رفتنت برگشتنی نداره به چه امید زنده بمونم...چرا نذاشتی بگم که بی تو میمیرم شاید اگه میگفتم خدا دلش میسوخت و تورو بازم بهم پس میداد ... برگرد آدرین برگرد بدون تو چطوری انتظار داری بمونم ...یادته گفتم از هیچی نمیترسم حالا از دنیای بدون تو میترسم...برگرد و منم با خودت ببر... برگرد آدرین برگرد

چشمام بستم مطمئن بودم صبح فردا تیتر روزنامه ها این میشد داستان لیلی مجنون تکرار شد اما اینبار جسد لیلی را از آغوش سرد مجنون بیرون کشیدند

اون تیتر هیچ وقت روی هیچ روزنامه ای نرفت

در عوض تیتر تمام روزنامه ها این بود

لیلی مجنون از گور به پا خواستن

romangram.com | @romangram_com