#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_170


انقد تهش بامزه و با لحن قشنگی گفت که جوری خندم گرفت نوشابه ای که داشتم سر میکشیدم از بینیم زد بیرون

.تو چکاره ای

از شنیدن صداش یخ زدم نه بخاطر اینکه انتظار اونجا بودنش نداشتم بخاطر اینکه لحن صداش انقدر سرد بود که یخ زدن هم همه حسم رو ادا نمیکرد

برگشتم و پشت سرم نگاه کردم دست به سینه ایستاده بود و جوری نگام میکرد انگار از من حقیر تر نیست

وقتی دید دارم نگاش میکنم سوالش تکرار کرد

. تو چیکاره ای .... دکتری یا تیغ زن ... از اینایی که هر روز با یه پسرن تا حسابی بتیغنش یا اصلا نکنه از اینا که هر دیقه اویزون یه پسرن تا بگیرتشون ....نکنه از اینایی که ازدواج میکنن به طمع مهریه مهر عقد خشک نشده مهریه اجرا میزارن بعد طلاق میگیرن میرن سراغ کیس بعدی ... راستشو بگی تو چیکاره ای

.حرف دهنتو بفهم عوضی

از پشت پرده اشکایی که دیدم تار کرده بود به میلاد که با عصبانیت این جمله گفته بود نگاه کردم

. حرص نخور جوجه ... دارم نجاتت میدم تشکر کن... مگه غیر از اینه ... اگه اینجور نبود چرا صبح تو بغل من و ظهر خنده هاش با تو باید باشه

کشیده فایده نداشت جیغ و داد فایده نداشت گریه فایده نداشت

اینجا دیگه صحبت دل شکستن نبود ... اینجا ابروم بود که رفته بود

یه قدم جلو رفتم و سینه به سینه اش شدم بغص تو گلوم و قورت دادم و اهسته زمزمه کردم


romangram.com | @romangram_com