#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_165

از حالت خوابیدنش که طاق باز روی تخت افتاده بود و یه دستش از تخت پایین افتاده بود و دهانش که نیمه باز بود ترسیدم و افتادم روش

.ادرین ادرین پاشو ببینم .... ادرین تورو خدا جون من جون خواهرت پاشو ... نکن ... میمیرم اگه دوباره بری تو کما ... بمون سگ باش محلم نذار ولی باش

سعی کردم نبضش بگیرم اما انقد هول کرده بودم که رگش پیدا نمیکردم بنابراین خم شدم روی سینه اش تا صدای قلبش بشنوم

نکنه نزنه خدایا ... نکنه ...

دستم کشیده شد و جیغ خفیفم افکارم نصفه گذاشت منو تو بغل خودش انداخت و یکی از پاهاش دور پاهام حلقه کرد و دستش دور کمرم گرفت

ببخشید ... چی شد الان ... راحتی پسرم ... تورو خدا تعارف نکنی میخوای بقیه سوگلیاتم صدا کنم هفت هشتایی بغل بگیری

مشتی به سینه اش که ازم فاصله بگیره و غر زدم

. ولم کن ببینم

خوابالود نق زد

.هیس خوابم

. ولم کن میگم هالیوود که نیست انقد احساس راحتی میکنی

.راحتم جام نرمه

موهامو گرفت و رو صورتش ریخت و دستی توش کشید

romangram.com | @romangram_com