#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_151
.شما چند سال به یبار شناسنامه ات میبینی
قبل اینکه نرگس ادرین بشوره پهن کنه رو بند اتو کنه با پیشنهادم سروته قضیه هم اوردم
.زودباشید دخترا قهوه تون بخورید فالتون بگیرم
.مگه بلدی
نوا با لودگی گفت
.اختیار داری دکتر رمال جلو روت نشسته ادرین پوزخند زد
از اینکه تازگی همه از بالا میدید متنفر بودم
فنجون مریم ازش گرفتم و دقیق بهش نگاه کردم نمیدونستم این فالگیرا این اسب و عقاب و مسافر راه دور از کجای این چهارتا دونه تفاله میگیرن از خودم در اوردم
.یه دلقک میبینم
رانیا سرش تا ته تو فنجون برد که عکس دلقک ببینه و مریم ذوق زده خودشو جلو کشید
.خب یعنی چی
هان ...چی بگم حالا
. معلومه دیگه یعنی بزودی میری سیرک
romangram.com | @romangram_com