#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_134


جانم ... ببخشید ... بخاطر عروسک خواهر خودشم از من طلب کاره

دهن باز کرده و نکرده اینبار به شیشه ماشین کوبید

. این چیه ...طلسمم کردی

خب الحمدالله روحش که به طلسم و جادو اعتقاد نداشت خودش داره

. چرا این عروسکا مدام جلو چشممه ... من کی واسه تو عروسک خریدم که یادم نمیاد ...چیکارم کردی ... به همکارات گفتی چی به خوردم بدن که توهمی بشم ... که فکر کنم واقعا با تو بودم

جیغ کشیدم

.تو واقعا با من بودی

اینبار اهسته و زیرلب گفتم

. نه راست میگی تونبودی ... روحت بود

قهقهه اش نشون میداد داره مسخره ام میکنه بی وقفه میخندید و کم مونده بود مثل وقتی که مومیایی شده رضا دید پخش زمین بشه و بخنده

. که روحم ها ... روحم اومد سراغت بهت گفت دوست داره گفت بام رو یه تخت بخواب اره

چپ چپ نیگاش کردم که دوباره فریاد زد


romangram.com | @romangram_com