#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_133

صدای جیغم با صدای زنگ در یکی شد بلند شدم و از ایفون تصویری بیرون نگاه کردم

هه دیده شیرین جونش نتونسته خونه رو ازم تلفنی پس بگیره خودش حضوری خدمت رسیده شاید بازم برای اینکه بهم توهین کنه

محل نذاشتم و جوابی به ایفون ندادم انقد وایسه تا علف زیر پاش سبز شه من این خونه پس نمیدم

ن م ی د م

صدای زنگ ممتد ایفون رو اعصابم بود یه ربع بود که دستش از روی شاسی زنگ ایفون برنداشته بود

دست اخر کلافه شدم دکمه درباز کن رو زدم و با توپ پر رفتم سمت در تا خونه ای که میخواستن ازم بگیرن رو سرشون خراب کنم

دست برقضا اونم با توپ پر به سراغم اومده بود تند تند به سمت ساختمون میومد و چیزی محکم توی مشتش فشار میداد

کنار ماشینم به هم رسیدیم

قبل از اینکه فرصت کنم دهنم باز شی که توی دستش بود به سمتم پرت کرد باتصور اینکه با اجر و پاره سنگ به قتلم اومده نا خواگاه چشامو بستم دستم هائل صورتم کرد از این ادرین بعید نبود

این ادرین ادرین من نبود

اما با برخورد شی نرمی به شکمم و بعد صدای افتادنش روی زمین چشمامو باز کردم و به خاله خرسه زیر پام نگاه کردم

صدای فریاد ادرین گوشمو کر کرد

.این چیه ... چیکارم کردی

romangram.com | @romangram_com